نقش مدیریت ارشد در سیستم مدیریت کیفیت آزمایشگاه

زمانی که برای اولین بار تصمیم به پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت در یک آزمایشگاه گرفته می شود، مقاومت هایی از سوی کارکنان سنتی آزمایشگاه برای استقرار سیستم وجود دارد. طبیعی است برای کارشناسان و مدیرانی که به روش های قدیمی تر و سنتی آزمایشگاه جهت اداره و اجرای امور عادت کرده اند، تغییر رویه و بازنگری در تمامی فرآیندها ذاتا کار دلخواه و مطلوبی نیست. حال آنکه برخی از مدیران و کارشناسان، خود ابداع کننده و اجرا کننده برخی از قوانین و روندها در آزمایشگاه باشند، در این حالت تعصب و اصرار بر صحت عملکردی و کارایی روش ها و فرآیندها و مقاومت در برابر تغییر آنها دو چندان است.

موارد تفاوت در آزمایشگاه های سنتی و آزمایشگاه های دارای سیستم کیفیت بسیار است و در این مطلب به جزئیات این موارد نمی پردازیم و  بیشتر قصد داریم به نقش مدیریت آزمایشگاه در استقرار و پایدار ماندن یک سیستم مدیریت نگاهی داشته باشیم.

منظور از مدیریت آزمایشگاه، فردی است که قدرت اجرایی و تصمیم گیری آزمایشگاه در دستان اوست. طبیعی است که مدیری در این سطح دسترسی مستقیم و اختیار برای استفاده از منابع را دارد. همچنین باید توانایی تصمیم گیری برای اهداف، تعیین ماموریت سازمان و تغییر روندهای اجرایی در حیطه وظایف و اختیارات این فرد باشد.

امروزه قوانین و آیین نامه های ملی و بین و المللی آزمایشگاه ها را بیش از پیش به سوی پیاده سازی سیستم های مدیریت کیفیت در آزمایشگاه سوق می دهند و گاها آزمایشگاه ها برای اخذ بعضی مجوزها و انعقاد برخی قراردادها مجبور به پیاده سازی این سیستم ها هستند. اما به جرات می توان گفت هیچ سیستم مدیریت کیفیتی در هیچ سازمانی عملکرد و کارایی مناسبی نخواهد داشت مگر آنکه مدیریت آزمایشگاه اعتقاد راسخ به آن سیستم داشته باشد. حتی اگر آن سازمان موفق به اخذ گواهینامه های سیستم کیفیت نیز شده باشد، در صورت عدم وجود این اعتقاد در لایه های مدیریتی آزمایشگاه، نگهداری و استقرار سیستم کیفیت در یک آزمایشگاه تنها فرآیندها را پیچیده تر و هزینه های آزمایشگاه را بدون افزایش کارایی و اثربخشی بالاتر خواهد برد.

در زمان استقرار سیستم مدیریت کیفیت در آزمایشگاه نیاز به صرف هزینه های جدید، تغییر در برخی روندها و فرآیندها و حتی تغییر در برخی پست های سازمانی اجتناب ناپذیر است و اگر تصمیم و عزم راسخ مدیریت ارشد حامی این فعالیت ها نباشد، هیچگاه مولفه های سیستم کیفیت براساس اصول تعریف شده در استانداردها محقق نمی شود. در صورت عدم حمایت قطعی و کامل مدیریت در پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت در آزمایشگاه، نهایتا برخی فرآیندهای فرعی تغییرات جزیی خواهند کرد و تنها مستنداتی سطحی برای مجاب کردن ممیزان تهیه و ارایه می شود.

در این صورت، آزمایشگاه در ظاهر دارای سیستم مدیریت کیفیت است، اما در واقعیت عملکردی آن بهبود چشمگیری حاصل نخواهد شد و در لایه های زیرین اجرایی آزمایشگاه همان تفکرات و اقدامات مدیریت سنتی حاکم و جاری بر فرآیندهای آزمایشگاه است. در چنین آزمایشگاهی، هزینه های یک سیستم پرداخت شده، اما از وجود آن بهره ای گرفته نشده است. به همین دلیل است که اولین بند استاندارد ISO/IEC17025 ویرایش ۲۰۰۵ و سایر استانداردهای مدیریت کیفیت به سازمان و الزامات و تعهدات مدیریت اشاره می نماید. زیرا در صورت عدم وجود اعتقاد راسخ مدیریت یک سازمان در بند اول استاندارد، اجرای بندهای دیگر بی مفهوم و بی اثر خواهند بود.

انتشار و کپی تمام یا بخشی از مطالب این نشریه تنها با ذکر منبع مجاز است.

ارسال پاسخ

Please enter your comment!
Please enter your name here